
دریای پشت کدام پنجرهای؟
اللهم عجل لولیک الفرج
Graphic
دریای پشت کدام پنجرهای؟
اللهم عجل لولیک الفرج
ولادت حضرت معصومه، بانوی حیا مبارک
sahif-e-fatemiyeh
For downloading individual design, please click on it.
Download as pack, Size: 18 MB
صحیفه فاطمیه
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 24 مگابایت
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 31 مگابایت
سایز استوری
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 10 مگابایت
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 9 مگابایت
سایز استوری
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 28 مگابایت
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 18 مگابایت
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 62 مگابایت
طرح های خانواده مهدوی
برای دانلود طرح ها به صورت تکی روی عکس مورد نظر کلیک کنید
دانلود کامل پکیج بصورت فایل زیپ حجم 38 مگابایت
أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ یعنی
نزدیک است، آنروزی که شیعیان، همراهِ امام زمان، فوجفوج میروند به زیارت بارگاه امام صادق و دیگر بقیع اینقدر سوت و کور نیست
أَلَیسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ یعنی
نزدیک است، آنروزی که شیعیان، همراهِ امام زمان، فوجفوج میروند به زیارت بارگاه امام صادق و دیگر بقیع اینقدر سوت و کور نیست
محراب خونین، پایانِ کار این خاندان نیست
پسرشان «مهدی» که بیاید، پایان عمر بدخواهان امت پیامبر خواهد بود
چیزی به یکدستشدن زمین نمانده است
قمر بنی هاشم
میلادت مبارک پدر
هر چه گفتند و شنیدم نیمی از دریاست ما چه گوییم ز مدح تو که مداح خداست
قرنها میگذرد از شب دفن تو ولی شیعه میسوزد از این درد که قبر تو کجاست
هر چه گفتند و شنیدم نیمی از دریاست ما چه گوییم ز مدح تو که مداح خداست
قرنها میگذرد از شب دفن تو ولی شیعه میسوزد از این درد که قبر تو کجاست
!خوب گوش کن
صدای پای جابر است؟ نه
قدری آرامتر، شاید صدای پاهای خستهٔ زینب است که به دیدار برادر آمده
نه…این طنین گامهای خود توست
خوب گوش کن! کسی میگوید: بیا
تو خوب این صدا را میشناسی
صدای حسین(علیهالسلام) را که هنوز از پس قرنها بیوقفه فریاد میزند: بیا…
و تو راه افتادهای، خسته و شکسته گاهی مینشینی، گاهی به آمدنت شک میکنی، اما آمده ای و قافلهسالار، حسین زمان، مهدی فاطمه
پس برخیز، احرام ببند تا شاید محرم غم حسین(علیهالسلام) شوی و در اربعین حضرت ارباب برسی به خیمهٔ امن حجت خدا و آخرین قافلهسالار از تبار حسین(علیهالسلام)است
!خوب گوش کن
صدای پای جابر است؟ نه
قدری آرامتر، شاید صدای پاهای خستهٔ زینب است که به دیدار برادر آمده
نه…این طنین گامهای خود توست
خوب گوش کن! کسی میگوید: بیا
تو خوب این صدا را میشناسی
صدای حسین(علیهالسلام) را که هنوز از پس قرنها بیوقفه فریاد میزند: بیا…
و تو راه افتادهای، خسته و شکسته گاهی مینشینی، گاهی به آمدنت شک میکنی، اما آمده ای و قافلهسالار، حسین زمان، مهدی فاطمه
پس برخیز، احرام ببند تا شاید محرم غم حسین(علیهالسلام) شوی و در اربعین حضرت ارباب برسی به خیمهٔ امن حجت خدا و آخرین قافلهسالار از تبار حسین(علیهالسلام)است
هر چند زهر، قلب تو را پارهپاره کرد
اما به یاد کربوبلا گریه میکنی
اصلاً خودِ تو کربوبلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه میکنی
یوسف رحیمی
هر چند زهر، قلب تو را پارهپاره کرد
اما به یاد کربوبلا گریه میکنی
اصلاً خودِ تو کربوبلای مجسّمی
وقتی برای خون خدا گریه میکنی
یوسف رحیمی
سالهاست که سامراء سند مظلومیت شیعه است؛ از سرداب غیبت تا حرمهای مطهّرش… حرمهایی که خراب شد به دست حرامیان
اما از پسِ هر ویرانی، آبادی در راه است
اگر خوب گوش کنی، بانگ ظهور را میشنوی و نسیمش را حس میکنی. آن روز دیگر هیچکس جرئت جسارت و هتک حرمت به مقدسات شیعه را نخواهد داشت
سالهاست که سامراء سند مظلومیت شیعه است؛ از سرداب غیبت تا حرمهای مطهّرش… حرمهایی که خراب شد به دست حرامیان
اما از پسِ هر ویرانی، آبادی در راه است
اگر خوب گوش کنی، بانگ ظهور را میشنوی و نسیمش را حس میکنی. آن روز دیگر هیچکس جرئت جسارت و هتک حرمت به مقدسات شیعه را نخواهد داشت
سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد
حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد
حالا تصور کن که آن سر، ماهِ خون رنگی
در هالهای از گیسویی خاکستری باشد
قاسم صرافان
سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد
حالا تصور کن به دستش هم، سری باشد
حالا تصور کن که آن سر، ماهِ خون رنگی
در هالهای از گیسویی خاکستری باشد
قاسم صرافان
فرات، اشک خجالت میریزد و خارها از روییدن پشیمانند. آفتاب شرم دارد از طلوع دوباره. و از همه محزونتر ناقهایست که تا چندی قبل، بانویی باجلال و جبروت، با سلام و صلوات بر آن سوار میشد. اما حالا آن بانو، تنها و بیمحرم است، نه اکبری هست که دستش را بگیرد و نه علمداری که رکاب بگیرد و بانو سوار شود. اما بانو هنوز همان بانوست؛ با همان صلابت حیدری و نجابت فاطمی. محکم و امیدوار به آینده میداند منتقمی هست تا بیاید و انتفام این خونها را بگیرد
چشمها از هیبت چشمم، به پیچوتاب بود
محو چشمم، چشمها و چشم من بر آب بود
چشم گفتم، چشم دادم، چشم پوشیدم، ز آب
من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
ژولیده نیشابوری
چشمها از هیبت چشمم، به پیچوتاب بود
محو چشمم، چشمها و چشم من بر آب بود
چشم گفتم، چشم دادم، چشم پوشیدم، ز آب
من سراپا چشم و چشمم جانب ارباب بود
ژولیده نیشابوری
داغِ تو روشن میکند شمعِ محرم را
در شعلهٔ غم میکشاند جانِ عالم را
مثلِ پدر، میراثدارِ کربلایی تو
چون از مسیرِ کربلا آوردی این غم را
هستی محرابی
داغِ تو روشن میکند شمعِ محرم را
در شعلهٔ غم میکشاند جانِ عالم را
مثلِ پدر، میراثدارِ کربلایی تو
چون از مسیرِ کربلا آوردی این غم را
هستی محرابی
امام خمینی را بازداشت کردند تا به خیال خامشان، فروغ امیدی که در جانها ریشه دوانده بود را خاموش کنند. با تکیه بر کدام منطق، مقابله کردند با وعده ای که خداوند درباره اش این چنین فرمود:
“يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. می خواهند، نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، حال آنکه خدا نور خود را کامل خواهد گردانید، اگر چه کافران ناخشنود باشند”.
خمینی و خمینی ها برای ما بشارتند….
آمده اند تا عطر این نوید سبز را در شامه جانمان بیفشانند که به زودی خداوند، انوار هدایتش را به دست آخرین ذخیره اش، عالم گیر خواهد کرد…
تنیده تار به چشم و به گوش این عالم
وگرنه غیر کرم از تو سمت ما نرسید
خودت دعا بکن آخر بیاید آقا جان
همان که میرسد از راه با سپاه شهیدان
تنیده تار به چشم و به گوش این عالم
وگرنه غیر کرم از تو سمت ما نرسید
خودت دعا بکن آخر بیاید آقا جان
همان که میرسد از راه با سپاه شهیدان
میراثدارِ پرچمِ حیدری
آبِ حیاتِ چشمهی کوثری
عرفان و فقه و فلسفه در تو جمع
یک آیه از قرآن پیغمبری
احیاگرِ آیینِ اسلامِ ناب
بیانگذارِ مذهبِ جعفری
در بین گردابی به موج نفاق
کشتی حق را میکنی رهبری
هر چند مجبوری به حبس سکوت
در هر صدف باشی تو آن گوهری
گفتی که روزی میرسد عاقبت
بر دردهای شیعه درمانگری
ای بقیع!
ای قرارِ عزیزترین بندگان خدا!
چه رازی در تاروپود خاکت نهفته است که وقتی به تو میاندیشم، اینگونه وجودم غرق اشک و غربت و آه میشود؟
غربتی به رنگ حسرت و داغِ روزی که بارگاه پاکترین انسانها به دست ناپاکترین انسانها، خاک شد…
و غربتی از جنسِ دلآشوبیِ عصرهای جمعه که هفته به هفته، برایم تکرار میشود…
نمیدانم، چه پیوندی است میان جمعهها و بقیع که وقتی به هردو فکر میکنم، تمام وجودم ماتمزده میشود…
شاید عصرهای جمعه، امام زمان به یاد مظلومیت اهل بیت، روضه میخواند و اشک میریزد و با قلبی گرفته و چشمی تَر، مزار بینشان حضرت مادر را به آغوش میکشد…
در حضورت، چه زیبا واژهها آسمانی میشوند
اصلاً آمدهای که به آسمان برسانی خاکیان را
آمدهای که آنقدر رئوف باشی تا رضا شوی
آنقدر رضا که حتی ریزهخوارِ عنکبوتصفتِ سفرهات را هم طوری در آغوش بکشی که متوجه جسارتش نشود
ای حضرت عشق! ریزهخوارانِ نمکپرودهات، قرنهاست که بیصبرانه منتظرِ درکِ حضور حضرت یارند
ای حضرت رئوف! میشود با دعایت پایان دهی این چشمانتظاری بیپایان را؟
عزیزی آنچنان که جایگاهت قلب ایران است
بزرگی آنچنان که عقل در وصف تو حیران است
ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک
علی سلیمیان
عزیزی آنچنان که جایگاهت قلب ایران است
بزرگی آنچنان که عقل در وصف تو حیران است
ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک
علی سلیمیان