
سال ها می گذرد
منتظری برگردیم
پس مشخص شده ماییم که غیبت کردیم
هر چه داريم ز سوداي تو دلبر داريم
حيف باشد كه ز سوداي تو دل برداريم
منعم شيرازي
صدای گریه تان پیر کرده عالم را
بیا که با تو بپوشم لباس ماتم را
اللهم عجل لوليك الفرج
قرارسینههای بیقرار ما نمیآیی؟
گل نرگس،امید حضرت زهرا نمیآیی؟
شمردم روزها را تامحرم در هوای تو
عزای جد مظلومت رسید آقا نمی آیی؟
ماه محرم آمده است محتشم بخوان
“باز این چه شورش است
“در عالم بدون تو
اللهم عجل لوليك الفرج
ای مثل روز آمدنت روشن
این روز ها که میگذرد هر روز در انتظار آمدنت هستم
اللهم عجل لوليك الفرج
صبح یعنی که شراب
از لب تو مست شود
صبح یعنی تو بیایی
غم عالم برود
اللهم عجل لولیک الفرج
از ما نماند برجا جان
از جنون و سودا
اے پادشاه بینا
ما را ز خود خبر کن
اللهم عجل لوليك الفرج
مولانا
عشق يعني
در ميان صد هزاران مثنوی
بوي تك بيت
ناگه مست و مدهوشت كند
اللهم عجل لوليك الفرج
هر وقت خواستی گناه کنی
یک لحظه بایست
به نفست بگو
اگه یک بار دیگه وسوسهام کنی
شکایتت رو به امام زمان میکنم.
حالا اگر تونستی حرمت آقا رو بشکنی
برو گناه کن
مهدی جان
نامت را به دوش گرفته ام تا هنگام دیدنم در میان جمعیت بدانی
چقدر دوستت دارم
خوش به حال اون کسانی که
تک تک قدمهاشون رو
در پیاده روی اربعین
در راه عشق
در مسیر ظهور
برمیدارند
اللهم عجل لوليك الفرج
به امید آن روزی که تاریخ بنویسد
«به برکت قدوم زائران اربعین غیبت طولانی حضرت پایان یافت»
در تمام طول سال
در تمام روزهای عمر
تنها یک روز است که تک تک قدم ها نذر آمدنت میشوند
اربعین…کربلا…لبیک یا مهدی
جانِ من سهل است، جانِ جانم اوست
دردمند و خستهام، درمانم اوست
مولانا
وقت، وقته پذیرایی است
نشانه ها میگویند مهمانی گرانقدر نزدیک است بیاید
همه چیز شبیه مهمانی های دیگر است
هر چه مهمان نزدیکتر است باید آماده تر باشیم برای پذیرایی
راهپیمایان اربعین بدانند، با هر قدمی که بر میدارند، زنجیری از زنجیرهای غیبت را پاره می کنند
وای اگر این قدم ها نذر ظهور تو شوند ای مولای من
پذیرایی کامل می شود
بعد از آن است که میتوانیم بگویید
“دیگر چیزی نمانده که مهمان بیاید”
جمعه به جمعه چشم من منـتـظر نگاهِ تو
کی دل خـسـته ام شـود مــعتکف پناهِ تو
زمـزمـه لبان من این طلب است از خدا
کاش شـوم من عاقبت یک نفر از سپاه تو
اربعين گويم دمادم تا حرم
ذكر تعجيل فرج در هر قدم
اللهم عجل لوليك الفرج
اربعين گويم دمادم تا حرم
ذكر تعجيل فرج در هر قدم
اللهم عجل لوليك الفرج
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
بدون عشقِ تو بیشک صراط می لرزد
مولا جان
شما که از حال ما خبر داری
کوهی از غصه و غمیم همه
نگران محــرمیم همـــــــه
شما که از حال ما خبر داری
کوهی از غصه و غمیم همه
نگران محــرمیم همـــــــه
به دنبالتان همه جا گشتم
کجایی ای روشنایی قلبهای تاریک؟
اللهم عجل لوليك الفرج
عطر خوشی می آید
یاد شما افتادم
و آرزوهاییکه
برای بعد آمدنتان دارم
اللهم عجل لوليك الفرج
اسم شهرمان می شود زمین
خط خطی های نقشه ها پاک می شود
و رویای جهان بدون مرز محقق می شود
چه افتخاری نصیبمان شده که می خواهیم با شما بیعت کنیم
جهان خسته از ظلم و جنایت ثانیه میزند
زمین تبدار است
آسمان دلگیر
آدمهایی ره گم کرده در ظلمتهای کور
این همه را عشق درمان است
زمین و زمان منتظرند، بیعتی دیگر باید
تکرار این بیعت، برکت تاریخ است
یا علی گویان، ظهور نزدیک است
به تو وابسته
شدم
به خـــدا من از
همه به غیر تو خسته شدم
اللهم عجل لولیک الفرج
نیستی و در پِیات
شمع به دست
اشک به چشم
کجای شهر را بگردم؟
اللهم عجل لوليك الفرج
(به قلم مخاطبین)
دارم یقین که روز وصال تو می رسد
ذکر لبم شده که الهی ببینمت
اللهم عجل لوليك الفرج
آنقدر بودنت را جستهام
که کفشهایم هم خسته شد
کی به ساحل میرسی، دریای عشق؟
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
این گلدان را کجای دلم بگذارم
که مُشرف به پنجرهات باشد
اللهم عجـل لولیک الفرج
به دنبال تو می گردم
نمی یابم نشــانت را
بگو باید کجا جویم
مدار کهکشــانت را
تمام جاده را رفتم
غباری از سواری نیست
بیابان تا بیابان
جسته ام ردّ نشانت را
ای صبا
سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفر کرده پیامی داری
اللهم عجل لوليك الفرج
عاشق منم که بی خبر از رسم عاشقی
عازم شدم که بیابم نشانه اش
بی تاب و منتظر به تمامی کوچه ها
می گردم و دل من آشیانه اش
اللهم عجل لولیک الفرج
براتی
یا صاحب الزمان
بدون حب شما
عشق نافرجام است
جوانْ که رخ یار نبیند
جوانِ ناکام است
مولایم برگرد تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد
I am sensitive about all but careless about you
من حواسم به همه جمعِ ولی پرت تواَم
شب یلدا چه شبی
پر نقش است و نگار
شب سیب است و انار
همه اش خاطره و مهمانی
شب حافظ خوانی
شب دورهمی و عشق و غزل
گرم و شیرین چو عسل
شب یلدا یعنی
«شب برفی که زند طعنه به مستی بهار»
هر چه گفتم به کنار؛
فرصت خواندن شعر فرجش بیشتر است
اللهم عجل لولیک الفرج
شب یلدا چه شبی
پر نقش است و نگار
شب سیب است و انار!
همه اش خاطره و مهمانی
شب حافظ خوانی
شب دورهمی و عشق و غزل
گرم و شیرین چو عسل
شب یلدا یعنی
شب برفی که زند طعنه به مستی بهار
هر چه گفتم به کنار؛
فرصت خواندن شعر فرجش بیشتر است
اللهم عجل لولیک الفرج
انتظار را از مادرم آموختم وقتیکه با تسبیحِ اشکهایش پای سجاده، صلوات نذرِ آمدنت میکرد
به قلم مخاطبین
آقاجانمشماراندیده ام
فقط
از دو چشمان سیاه دلبرت شنیده ام
چشمانی که حکم جــنت و تحت الانهار ها دارد
قسم بہبرقچشمانت
نگاهی گرکنی
به پایش جآن میبازم
وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید ، باید ، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست
اللهم عجل لولیک الفرج
در قلب سياه من برايت جا نيست
دنياي پر از گناه من زيبا نيست
بر سر در خانه هاي ما بنويسيد
اون منتظر واقعی آقا نيست
عُـــرفآنباشدڪہ
گرکسی رادوست داری
خلافخواستہاشعملنکنی
گر دوستت میدارم چراگناهمیکنم
تمامِ شهر آلوده است، وقتیکه نیستی به کدام نفَس پناه برم؟
اللهم عجل لوليك الفرج
درختی سرمازده ام؛ کاش نگاهم کنی تا بهاری شوم
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
هر جمعه ی زمستان، با شوق در حیاطِ پر از برف، بادکنک میکاشتم؛ کودکی هایم با فكرِ دیدنت سپری شد
اللهم عجل لوليك الفرج
به قلم مخاطبین
ما معتقدیم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد
اللهم عجل لوليك الفرج
کاش برسد روزی که شهر را برای آمدنت چراغانی کنیم
اللهم عجل لوليك الفرج
“مخاطبین”
بیا تا جوانه زنیم
از میان تمام آلودگی های خاک
از میان تمام تاریکی ها
به روشنایی آفتاب رویت
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
آسمان بی فروغم، با تو نور باران شود
اللهم عجل لوليك الفرج
“مخاطبین: علی مرادی”
آنقدر در نبودت گریه کردم
که با اشکهای جمع شده
دریایی برایت ساختم
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
مثلا در مرورِ خاطراتم به یاد بیاورم
یک روزِ برفی پرندگان نوید دادند بهارِ قدومت را
للهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبين”
گفتم:خوشاهوایی
کز باد صبح خیزد
گفتا: خنک نسیمی
کز کوی دلبر آید
اللهم عجل لولیک الفرج
حافظ
قای من
نگاهم کن تا نفسِ صحرا زده ام جان بگیرد مثل طراوتِ بوستان ها بعد از باران
هر چی دارم مال مهدی عج
خون من حلال مهدی
بهشت ارزونی خوبا
من میرم دنبال مهدی عج
جای خالی ات را با هیچ مقیاسی نمیتوانم اندازه بگیرم
میخواهم با اندازه دلم تو را فریاد زنم
با پرگار قدم هایم، دورت حلقه زنم
من میخواهم فاصله ها را کوتاه رسم کنم
و برای آمدنت نقشه ها بکشم
مهندس مهدوی صدایم کن
دل که تنگ است کجا باید رفت
پیر فرزانه مرا بانگ برآورد
که این حرف نکوست
دل که تنگ است برو خانه دوست
فریدون مشیری
هركه در زمره ى ما منتظران مىباشد مىكند تا به ابد پشت به دنيا حتماً انبياء، منتظر آمدنش مىباشندمیرسد پشت سرش حضرت عيسى حتماً
مهدیا! هر طرفی در طلبت رو کردم
هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم
اللهم عجل لولیک الفرج
سخن
از دستانِ عاشقِ ماست
که پُلی از پیغام عطر و نور و نسیم
بر فرازِ شبها ساختهاند
اللهم عجل لولیک الفرج
فروغ فرخزاد
کلبه کوچکی در قلبم
سالیانیست منتظر و چشم به راه میهمانیست
میهمانی ک با آمدنش
آرامشی عجیب را از سفر به سوغات می آورد
کجایی ای میهمان کلبه قلبهای ما؟
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
ِلى مَتى أَحارُ فیکَ یا مَوْلاى
تا به کی سرگردان و حیران تو باشم ای مولای من؟
اللهم عجل لوليك الفرج
کاش میشد که بیایی امسال
نیمه ی این قمر شعبانی
اگر از راه بیایی آقا
میشود شادی مان طوفانی
اللهم عجل لولیک الفرج
به کجا پناه برم؟
نیستی و دریا هم
بی تو آرام ندارد
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
گوشهی قلب تمام آدمها
یک صندلی خالیست
کسی باید باشد و نیست
اللهم عجل لولیک الفرج
معصومه صابر
از کوی تو بیرون نرود پای خیالم
نکند فرقی به حالم چه بخوانی
چه برانی
چه به اوجم برسانی چه به خاکم
بکشانی
نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی
اللهم عجل لولیک الفرج
تآکسےرخننمایَد زکسےدلنبرد
دلبــرمادلمـــابردوبهمارخننمود
آشفته، بی پناه و گریانم؛ مانند پسر بچه گمشده ای که قلبش
از ترس تنهایی تند می زند و از گریه هق هق میکند؛
انگار فکر می کند پدرش با صدای بی تابی و اشکش، زودتر پیدایش می کند
اللهم عجل لولیک الفرج
باز هم دستِ پُر آمده ام
با کوله باری از گناه، چشمانی اشکبار، دلی امیدوار به رحمت واسعه تو و ۱۴ ضامن معتبر و آبرومند
خدایا
امشب از گناهانم بگذر تا پرونده سیاهم، مولایم را غمگین نکند
کنار سفرهیِ خـــــدا
و لبهای ترک خورده و تشنه
لحظهها،
بہ رنگِ استجابت است
عطشانیم
بیا حضرت باران
اللهم عجل لولیک الفرج
تقدیر امسالش رو بنویسید:《یاری امام زمان》
آخه چطور ممکنه؟ اون که خیلی گناه کرده
آره سابقه بدی داره، ولی ببین چقدر پشیمونه؛ ببین چطور عزم کرده که دیگه همونی بشه که خدا و امامش میخوان؛ ببین چطور از
دوری امامش بی تاب شده. تو از کجا میدونی که اون “حر” امام زمانش نیست
ای کاش فردای شب قدرمان مکالمه فرشته ها اینگونه باشد
شب قدر شد و باز هم مهدی در لا به لای اولویتهایمان غریب ماند…
اللهم عجل لولیک الفرج
خوش آن عیدی که با دلدار باشیم
همه با هم کنار یار باشیم
اللهم عجل لولیک الفرج
دورى غيبتِ طولانى و تأخيرِ ظهور
امتحانیست براى همهى ما حتماً
كار ما منتظران چيست؟ اميد و تقوا
غم نخور، میشود آخرْ گره ها وا، حتماً
غرق گناهم حر میدانم ولیکن
باید که دستی سوی من باشد همیشه
«جواد پرچمی»
ميلاد منجي عالم بشريت و حجت خدا بر زمين
به همه منجي خواهان دنيا مبارك باد
شهر آذین بسته و بوستان ها چراغانی بود
کسی آمدنت را فریاد زد و من باز هم از خواب پریدم
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
شهر آذین بسته و بوستان ها چراغانی بود
کسی آمدنت را فریاد زد و من باز هم از خواب پریدم
اللهم عجل لوليك الفرج
“به قلم مخاطبین”
ای صاحب دلهای عالم
برای بازگشت تو، زود هم دیر است
اللهم عجل لولیک الفرج
ای صاحب دل های عالم
برای بازگشتِ تو، زود هم دیر است
اللهم عجل لولیک الفرج
گل ها نمی ترسند
از پائیز ناگاه
گل ها یقین دارند
می آیی، از این راه
اللهم عجل لولیک الفرج
بوی خزان گرفته ی پاییز می دهد
سالی که بی نگاه تو تحویل می شود
اللهم عجل لولیک الفرج
اگر امروز نشد بوسه به دستش بزنيم
وعدهى ما همه افتاده به فردا حتماً
ثمر گريه ما، خندهى روز فرج است
آن زمان مىشكفد خنده به لبها حتماً
مىشود فرصت ديدار مهيّا، حتماً
بد به دل راه مده مىرسد آقا، حتماً
اى كه دنبال دواى غم هجران هستى
مىشود دردِ نهانِ تو مداوا حتماً
اللهم عجل لولیک الفرج
طاقت اُمَّت جدّت به خدا طاق شده
آهِ خونینجگران، شعلهی آفاق شده
اللهم عجل لولیک الفرج
تا آینه دل پاک و بی غبار نشود
تصویر یار در آن نمینشیند
اللهم عجل لولیک فرج
گاهی میان مردم
در ازدحام شهر
غیر از تو هرچه هست
فراموش میکنم
اللهم عجل لولیک الفرج
فریدون مشیری
الحمدالله الذی خلق المهدی
اما این نعمت را چگونه پاس داشتیم؟!
با روانه کردن اشک های مولایمان؟
با بی دغدغه بودن هایمان؟
با گناهان شب و روز مان؟
چهارده قرن گذشت و غم مولا جاری ست
در دلش بغض عمیقی ست که از چاه بپرس
یوسف فاطمه زندانی بی مهری ماست
ابر را پس بزن ای منتظر! از ماه بپرس
مولای لاله ها
چون معشوق توباشی قلب های فولادی هم عاشق میشوند
اللهم عجل لولیک الفرج
«به قلم مخاطبین»
بشکفد خاک قدمهای تو درآغوشم
چون جامه ی انتظار برتن پوشم
اللهم عجل لولیک الفرج
«به قلم مخاطبین»
بیدار میشویم از این خواب هولناک
یک صبح جمعه با نفس آشنای تو
اللهم عجل لولیک الفرج
گلهای باغچه بهانه ی نوازش نگاهت را که
میگیرند قصه ی امدنت را برایشان میخوانم
اللهم عجل لولیک الفرج
ای کاش فال امشب ما
همه این بشود
یوسف گمگشته باز آید
به کنعان غم مخور
اللهم عجل لولیک الفرج
آه ای دعای هر شب من مستجاب شو
خورشید پشت ابر زمان آفتاب شو
بی تابی تمام زمین سهم من شده است
ای ناله های عاشقی ام شعر ناب شو
اللهم عجل لولیک الفرج
متن مخاطبین خسروآبادی