
دریای پشت کدام پنجرهای؟
اللهم عجل لولیک الفرج
محراب خونین، پایانِ کار این خاندان نیست
پسرشان «مهدی» که بیاید، پایان عمر بدخواهان امت پیامبر خواهد بود
چیزی به یکدستشدن زمین نمانده است
!خوب گوش کن
صدای پای جابر است؟ نه
قدری آرامتر، شاید صدای پاهای خستهٔ زینب است که به دیدار برادر آمده
نه…این طنین گامهای خود توست
خوب گوش کن! کسی میگوید: بیا
تو خوب این صدا را میشناسی
صدای حسین(علیهالسلام) را که هنوز از پس قرنها بیوقفه فریاد میزند: بیا…
و تو راه افتادهای، خسته و شکسته گاهی مینشینی، گاهی به آمدنت شک میکنی، اما آمده ای و قافلهسالار، حسین زمان، مهدی فاطمه
پس برخیز، احرام ببند تا شاید محرم غم حسین(علیهالسلام) شوی و در اربعین حضرت ارباب برسی به خیمهٔ امن حجت خدا و آخرین قافلهسالار از تبار حسین(علیهالسلام)است
!خوب گوش کن
صدای پای جابر است؟ نه
قدری آرامتر، شاید صدای پاهای خستهٔ زینب است که به دیدار برادر آمده
نه…این طنین گامهای خود توست
خوب گوش کن! کسی میگوید: بیا
تو خوب این صدا را میشناسی
صدای حسین(علیهالسلام) را که هنوز از پس قرنها بیوقفه فریاد میزند: بیا…
و تو راه افتادهای، خسته و شکسته گاهی مینشینی، گاهی به آمدنت شک میکنی، اما آمده ای و قافلهسالار، حسین زمان، مهدی فاطمه
پس برخیز، احرام ببند تا شاید محرم غم حسین(علیهالسلام) شوی و در اربعین حضرت ارباب برسی به خیمهٔ امن حجت خدا و آخرین قافلهسالار از تبار حسین(علیهالسلام)است
فرات، اشک خجالت میریزد و خارها از روییدن پشیمانند. آفتاب شرم دارد از طلوع دوباره. و از همه محزونتر ناقهایست که تا چندی قبل، بانویی باجلال و جبروت، با سلام و صلوات بر آن سوار میشد. اما حالا آن بانو، تنها و بیمحرم است، نه اکبری هست که دستش را بگیرد و نه علمداری که رکاب بگیرد و بانو سوار شود. اما بانو هنوز همان بانوست؛ با همان صلابت حیدری و نجابت فاطمی. محکم و امیدوار به آینده میداند منتقمی هست تا بیاید و انتفام این خونها را بگیرد
ما شکیبایی زینب نداریم آقا جان، کاسه دلمان لبریز بی تو بودن است
…بیا
داغِ تو روشن میکند شمعِ محرم را
در شعلهٔ غم میکشاند جانِ عالم را
مثلِ پدر، میراثدارِ کربلایی تو
چون از مسیرِ کربلا آوردی این غم را
هستی محرابی
داغِ تو روشن میکند شمعِ محرم را
در شعلهٔ غم میکشاند جانِ عالم را
مثلِ پدر، میراثدارِ کربلایی تو
چون از مسیرِ کربلا آوردی این غم را
هستی محرابی
از غدیر تو به معراج رسیدیم علی
کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی
مهدی نظری
از غدیر تو به معراج رسیدیم علی
کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی
مهدی نظری
عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
غلامرضا سازگار
عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
غلامرضا سازگار
ای بقیع!
ای قرارِ عزیزترین بندگان خدا!
چه رازی در تاروپود خاکت نهفته است که وقتی به تو میاندیشم، اینگونه وجودم غرق اشک و غربت و آه میشود؟
غربتی به رنگ حسرت و داغِ روزی که بارگاه پاکترین انسانها به دست ناپاکترین انسانها، خاک شد…
و غربتی از جنسِ دلآشوبیِ عصرهای جمعه که هفته به هفته، برایم تکرار میشود…
نمیدانم، چه پیوندی است میان جمعهها و بقیع که وقتی به هردو فکر میکنم، تمام وجودم ماتمزده میشود…
شاید عصرهای جمعه، امام زمان به یاد مظلومیت اهل بیت، روضه میخواند و اشک میریزد و با قلبی گرفته و چشمی تَر، مزار بینشان حضرت مادر را به آغوش میکشد…
به لالهزار و گلستان نمیرود دل من
که یاد دوست گلستان و لالهزار منست
سعدی
سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک
سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک
سالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک
در حضورت، چه زیبا واژهها آسمانی میشوند
اصلاً آمدهای که به آسمان برسانی خاکیان را
آمدهای که آنقدر رئوف باشی تا رضا شوی
آنقدر رضا که حتی ریزهخوارِ عنکبوتصفتِ سفرهات را هم طوری در آغوش بکشی که متوجه جسارتش نشود
ای حضرت عشق! ریزهخوارانِ نمکپرودهات، قرنهاست که بیصبرانه منتظرِ درکِ حضور حضرت یارند
ای حضرت رئوف! میشود با دعایت پایان دهی این چشمانتظاری بیپایان را؟
شب عید است و خراسان چه قیامت شده است
مرغ دل باز هوایی زیارت شده است
محمدحسین رحیمیان
شب عید است و خراسان چه قیامت شده است
مرغ دل باز هوایی زیارت شده است
محمدحسین رحیمیان
عزیزی آنچنان که جایگاهت قلب ایران است
بزرگی آنچنان که عقل در وصف تو حیران است
ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک
علی سلیمیان
عزیزی آنچنان که جایگاهت قلب ایران است
بزرگی آنچنان که عقل در وصف تو حیران است
ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها مبارک
علی سلیمیان
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا
گل نرگس
نمیدانیم چه شد این همه عطر نرگس را از یاد بردیم
شما دعایی کن، شاید به حرمت دعایت ماهم برگشتیم
اللهم عجل لولیک الفرج
گل نرگس
نمیدانیم چه شد این همه عطر نرگس را از یاد بردیم
شما دعایی کن، شاید به حرمت دعایت ماهم برگشتیم
اللهم عجل لولیک الفرج
دارد زمین از هجر شما خشک میشود
این جمعه باز حضرت باران نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج
دارد زمین از هجر شما خشک میشود
این جمعه باز حضرت باران نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج
بیتو بیفایده و بیهیجان است جهان
مثل یک پنجره که منظرهاش دیوار است
اللهم عجل لولیک الفرج
بیتو بیفایده و بیهیجان است جهان
مثل یک پنجره که منظرهاش دیوار است
اللهم عجل لولیک الفرج
بیتو بیفایده و بیهیجان است جهان
مثل یک پنجره که منظرهاش دیوار است
اللهم عجل لولیک الفرج
صبح علی الطلوع گِدا بر تو می گذشت
نزدیک ظهر بود که عالیجناب شد
اللهم عجل لولیک الفرج
صبح علی الطلوع گِدا بر تو می گذشت
نزدیک ظهر بود که عالیجناب شد
اللهم عجل لولیک الفرج
صبح علی الطلوع گِدا بر تو می گذشت
نزدیک ظهر بود که عالیجناب شد
اللهم عجل لولیک الفرج
چون مراد دل و جانم تویی از هر دو جهان
از تو دل برنکنم تا دل و جان است مرا
طاقت اُمّت جدّت به خدا طاق شده
آهِ خونینجگران، شعلهی آفاق شده
اللهم عجل لولیک الفرج
دیرآمدی و فقط شکایت کردیم
هرجمعه که آمد استراحت کردیم
انگارقرارنیست کاری بکنیم
آقا! به نبودن توعادت کردیم
دیرآمدی و فقط شکایت کردیم
هرجمعه که آمد استراحت کردیم
انگارقرارنیست کاری بکنیم
آقابه نبودن توعادت کردیم
هوا را نبین که باران نمیزند
من را ببین که باغ دلم را سرما زده است
چه مسئله ی زمستانی و سردی است این نیامدنت
هوا را نبین که باران نمیزند
من را ببین که باغ دلم را سرما زده است
چه مسئله ی زمستانی و سردی است این نیامدنت
هوا را نبین که باران نمیزند
من را ببین که باغ دلم را سرما زده است
چه مسئله ی زمستانی و سردی است این نیامدنت
گفتم که دلا عاشق اویی گویی
اندر طلبش پی زده ای در کویی
گفتا چه بگویم که نیم قابل وصل
ورنه نبود فاصله حتی مویی
علی دمیرچی
گفتم که دلا عاشق اویی گویی
اندر طلبش پی زده ای در کویی
گفتا چه بگویم که نیم قابل وصل
ورنه نبود فاصله حتی مویی
علی دمیرچی
گفتم که دلا عاشق اویی گویی
اندر طلبش پی زده ای در کویی
گفتا چه بگویم که نیم قابل وصل
ورنه نبود فاصله حتی مویی
علی دمیرچی
شبی ز شرح فراقت به ابرها گفتم
سحر نیامده دیدم چقدر باران ریخت
اللهم عجل لولیک الفرج
شبی ز شرح فراقت به ابرها گفتم
سحر نیامده دیدم چقدر باران ریخت
اللهم عجل لولیک الفرج
نمی گویم کجا در ناکجایی
بگو جانا، بگو جانا، کجایی
شب و روز از دل سرگشته پرسم
تو ای پیدای ناپیدا کجایی
یا صاحب الزمان(عج)
نمی گویم کجا در ناکجایی
بگو جانا، بگو جانا، کجایی
شب و روز از دل سرگشته پرسم
تو ای پیدای ناپیدا کجایی
یا صاحب الزمان(عج)
نمی گویم کجا در ناکجایی
بگو جانا، بگو جانا، کجایی
شب و روز از دل سرگشته پرسم
تو ای پیدای ناپیدا کجایی
یا صاحب الزمان(عج)
از امتحانات دنیا نمی ترسم تا وقتی که بالای برگه خواهم نوش
نام پدر: صاحب الزمان عجل الله تعالی فرج الشریف
آه! از اینهمه سالی که بدون تو گذشت
این چه عمریست که در فاصله سر خواهد شد
انتظار منو آواره کرده
هجر یار تو دلم خونه کرده
صدای گریه ی حیران و دوری
دوباره غصه هجران و دوری
من و دل کندن از تو وای بر من
دوباره غصه ی حیران و دوری
همیشه تاب و تب در دل ندارم
به روی هم چو ماهت دل سپارم
انتظار منو آواره کرده
هجر یار تو دلم خونه کرده
صدای گریه ی حیران و دوری
دوباره غصه هجران و دوری
من و دل کندن از تو وای بر من
دوباره غصه ی حیران و دوری
همیشه تاب و تب در دل ندارم
به روی هم چو ماهت دل سپارم
انتظار منو آواره کرده
هجر یار تو دلم خونه کرده
صدای گریه ی حیران و دوری
دوباره غصه هجران و دوری
من و دل کندن از تو وای بر من
دوباره غصه ی حیران و دوری
همیشه تاب و تب در دل ندارم
به روی هم چو ماهت دل سپارم
جز رحمت چشمان تو، دنیا چه میخواهد
تشنه به غیر آب، از دریا چه میخواهد